تصویر گردان  
     
 
ر مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.
واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي " Entrepreneurs " به معناي "متعهد شدن " نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند. 
كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است
مطالب مهم در ارتباط کارآفرینی  
     
 
استارت آپ خدمات مسافر بری آنلاین    
آیا می دانستید تب سی-اسنپ و دیگر خدمات مسافربری از استارآپ "اوبر" کسب و کار خود را کپی برداری نموده اند؟
در مقاله زیر به معرفی استارآپ UBER می پردازیم:
 

این شرکت در سان‌فرانسیسکو توسط «تراویس کالانیک» و «گرت کمپ» تاسیس شد. آنها ضمن ابداع نرم‌افزاری کاربردی،‌ در سال 2010 سایت‌شان را را‌ه‌اندازی و رانندگانی را در سان‌فرانسیسکو استخدام کردند. از آن به بعد اوبر در 250 شهر جهان گسترش یافت. تنها مشکلی که وجود داشت چالش‌های قانونی و نظارتی بود. رانندگان تاکسی‌های قدیمی در برابر شیوه جدید حمل مسافر از خود مقاومت نشان می‌دادند. تعدادی از افراد هم در چندین شهر از این نوآوری تقلید کردند. هرچند مشکلات نظارتی قابل توجه هستند ولی این شیوه نوآورانه در سفارش تاکسی، صنعت تاکسی‌رانی قدیمی را به چالش و مبارزه واداشت.


با اینکه احتمالا هزینه‌ی تاکسی معمولی ارزان‌تر به‌نظر می‌رسد، ولی مزیت رقابتی بزرگ اوبر «پیشنهادات» آن است نه «قیمت». اپلیکیشن این شرکت قابلیت‌های ساده‌ای دارد که می‌تواند سه منفعت را برای مشتری فراهم ‌کند:


1. سهولت استفاده:
    فرایند سفارش را ساده می‌کند (سفارش تاکسی بدون سر و صدا، بدون تماس و بدون جستجو)
    کاهش عدم قطعیت نسبت به دریافت تاکسی در زمان و مکان مشخص (دیگر نگران نیستیم که چه زمانی و چه نوع ماشینی برای سفرهای ما ارایه خواهد شد)
    تسهیل فرایند پرداخت
    مشاهده و تعیین قیمت دقیق سفر از ابتدای فرایند سفارش

2. مفید بودن: 
    امکان ردیابی مسیر سفر تاکسی و امنیت و آرامش بیشتر
    کیفیت بهتر از طریق امتیازدهی به راننده و مسافر در هر سفر
    فراگیر بودن اپلیکیشن (این برنامه در اکثر شهرهای بزرگ جهان قابل استفاده است)
    صرفه‌جویی در زمان
    رسیدهای الکترونیکی خودکار
    انتخاب سرویس‌ها (ماشین‌های استاندارد و لوکس)


3. هنر:
    در مقایسه با تاکسی‌های قدیمی می‌توان به هنرمندانه بودن این روش پی برد.

    

                                     «تبلیغات دهان به دهان یکی از جنبه‌های رشد اوبر بود»     



در واقع شرکت اوبر مالک هیچ خودرویی نیست. سیستمی بسیار ساده است که تنها نقش واسطه‌ را ایفا می‌کند. این شرکت با بهره‌گیری از تکنولوژی، راننده‌ها را به مسافران متصل می‌سازد، سپس از هر تراکنش بخشی را به‌عنوان حق‌الزحمه برمی‌دارد.

درحال حاضر اوبر
 کسب و کاری با عملکرد بسیار موفق است. هرچند در ابتدا با پول کمی کارش را آغاز کرد ولی در سال 2015 ارزش این شرکت به 70 بیلیون دلار رسید. اما اوبر چطور توانست در مراحل ابتدایی راه اندازی کسب و کارش رشد کند؟

این شرکت در سال‌های اولیه عملا هیچ پولی صرف بازاریابی نکرد، در عوض به تبلیغات دهان به دهان متکی بود. مردم خدمات این شرکت را به گوش همدیگر می‌رساندند. تبلیغات دهان به دهان یکی از جنبه‌های رشد اوبر بود. این شرکت نه تنها سهم بازار را از آن خود کرد بلکه اندازه‌ی بازارش را نیز روز به روز افزایش داد.

اوبر مدل درآمدی مستقیم و ساده‌ای دارد. این شرکت از هر تراکنش مبلغ عادلانه‌ای را به‌عنوان حق‌الزحمه برمی‌دارد. 
مشتریان راضی به نظر می‌رسند و دیگران را هم به استفاده از این برنامه تشویق می‌کنند. بنابراین نیازی به بازاریابی و تبلیغات گسترده نیست. قبل از اینکه دامنه خدمات اوبر تا صدها شهر دیگر گسترش یابد، این شرکت به تنهایی توانست در سان‌فرانسیسکو به کسب و کاری چندمیلیون دلاری تبدیل شود.

شاید از خود بپرسید چرا اوبر با این سرمایه‌ی نقدی که داشت، روی رشد هرچه بیشترش سرمایه‌گذاری نکرد؟ آیا ایده‌ی اولیه‌ی اوبر برای تضمین موفقیتش کافی نبود؟ پاسخ این است که موفقیت را نمی‌توان قطعا تضمین کرد.


رهبران این شرکت با سه تهدید مهم مواجه بودند:

تهدید اول: خدمات اوبر به‌راحتی و با هزینه‌ی کم قابل کپی‌برداری است
در واقع صدها بار در کشورهای مختلف دنیا و با سرمایه‌گذاری کمتر از یک میلیون دلار نسخه‌ای از آن کپی‌برداری شده است. برای اینکه اوبر در بلند‌مدت بتواند عملکرد موفقیت‌آمیزی داشته باشد، باید بتواند با رشدی‌ چشمگیر رقبایش را کنار بزند.


تهدید دوم: رقبا مشتریان باارزش را از چنگ اوبر درمی‌آوردند
رقبا، مشتریان باارزش را از چنگ اوبر درمی‌آوردند و در کنار تنزل دادن ویژگی‌های خدماتی این شرکت، خدمات‌ خودشان را ارتقا می‌دادند (با استفاده از اپراتور بزرگ‌تر در شهرهای خاص). در این موارد، اپراتورهای بزرگ نسب به اپراتورهای کوچک‌تر (مثل اوبر) زمان انتظار کمتری را فراهم می‌کردند. اگر خیلی کوچک‌تر از رهبر بازار باشیم خطرناک است. زیرا این بازارها به مرور زمان یکپارچه می‌شوند و یک یا دو رقیب اصلی را ایجاد می‌کنند.


تهدید سوم: اوبر کسب و کاری محلی و شهر به شهر است
در اصل 
کسب و کار اوبر محلی و شهر به شهر است. این شرکت مجبور شد هم‌زمان در صدها شهر جهان آغاز به‌کار کند تا افسار رقابت را به‌دست گیرد. این راه‌اندازی سریع مزیت دیگری را نیز در اختیار شرکت قرار داد. از آنجایی که اوبر در شهرهای زیادی حضور داشت مشتریانش سریع‌تر متوجه شدند که استفاده از اپلیکیشنی واحد در هر جای جهان چه مزیتی دارد. از این رو شرایط موفقیت و رقابت برای رقیبان اوبر سخت‌تر شد.

 
     
 
راهبرد های کلیدی برای سلامت ذهن کارآفرینان   

مگا برونر، درمانگر و مربی اجرایی می‌گوید دلایل زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند چرا سلامت ذهن می‌تواند برای افراد به خصوص کارآفرینان یک چالش محسوب شود- انزوای اجتماعی، عدم اطمینان و مدیریت برداشت- فقط برخی از این دلایل هستند. مگا برونر می‌گوید که سلامت ذهن افرادی همانند ما همیشه در وضعیت مطلوبی نبوده است ( من سال‌ها در مورد افسردگی، اضطراب و اختلال در اشتها صحبت کرده‌ام) و بیشتر وقت و کار من صرف تحقیقات در خصوص انعطاف‌پذیری در کارآفرینی شده است.


نیازهای هر انسان با دیگری متفاوت است؛ در تحقیقاتی که توسط این درمانگر صورت گرفته، 7 راهبرد برای بهبود سلامت روانی کارآفرینان ارائه شده است:


1-الویت دادن به ارتباط‌ها
ارتباط اجتماعی شادی را افزایش می‌دهد. گرچه کار کردن می‌تواند مفیدتر و سازنده‌تر از وقت گذرانی با دوستان باشد، اما وقتی افسرده هستید دیگر نمی‌توانید مفید و سازنده باشید. در حقیقت، افسردگی تاثیر منفی روی انگیزه، بهره‌وری، حافظه و تمرکز  دارد. مگا برونر می‌گوید هر کارآفرینی که من با او مصاحبه می‌کردم " قشر" همکار خود را که اغلب شامل دوستان کارآفرینش می‌شد، مسئول انعطاف‌پذیری خود در زمان‌های چالش‌برانگیز و قدرت گرفتن در میان صداهای غیرقابل اعتماد می‌دانست. اگر جوامع کارآفرینی در منطقه شما پراکنده هستند، سعی کنید به یکی از این جوامع آنلاین ملحق شوید.

روابط عاطفی را نادیده نگیرید. اکثر انسان‌ها به این روابط عاطفی و عاشقانه تمایل دارند، اما اکثر ما الگوهایی را در روابط‌ مان نشان می‌دهیم که به جای آن که به ما انرژی بدهند، انرژی ما را می‌گیرند. بسیاری از کارآفرینان تنهایی و مجردی را انتخاب می‌کنند و فکر می‌کنند که وقت برای داشتن روابط عاطفی ندارند و تنهایی و نارضایتی را تجربه می‌کنند. در حالی که برخی معتقدند که عشق حواس ما را پرت می‌کند و تمرکز ما را بهم می‌ریزد، یک رابطه سالم مبنای امنی را فراهم می‌سازد و به ما قدرت می‌دهد تا ریسک‌پذیر باشیم و در میان چالش‌ها احساس حمایت کرده و پس از شکست، دوباره به پیروزی و موفقیت فکر کنیم.

مهمترین فاکتورها در ساخت این نوع رابطه، آگاهی و ارتباط هستند. مطالعات نشان می‌دهند که کارآفرینان مرد تمایل به داشتن دلبستگی ایمن دارند- یعنی آنان برای برطرف کردن نیازهایشان به رابطه وابسته هستند و در زمان پریشانی مایلند با دیگران ارتباط برقرار کنند؛ کارآفرینان زن به دنبال دلبستگی اجتنابی هستند- یعنی تمایل دارند نیازهای خود را به درون خود بریزند، در هنگام استرس و اضطراب گوشه گیری می‌کنند و در مقابل شریک زندگی احتمالی خود احساس شرمساری کرده و تصور می‌کنند که استقلالشان تهدید می‌شود. سعی کنید برای صمیمیت بیشتر نیازهای شریک زندگی و نیازهای خود را بدانید ( به خصوص در زمان‌های اضطراب و نگرانی) و در مورد آن‌ها صحبت کنید.


2- مراقب توقعات و انتظاراتی که زندگی شما را خراب می‌کنند، باشید
داشتن توقعات غیرواقعی و دشوار و دست نیافتنی یکی از روش‌های کمال‌گرایی است که ما را به بدبختی و تیره‌روزی می‌کشاند. ناسازگاری بین توقعات ما و واقعیت، ریشه استرس‌ها و در واقع تمام زجرهایی است که تجربه می‌کنیم. توقعات به انواع روش‌ها خودشان را نشان می‌دهند: انتظار از خودمان، انتظار از دیگران، انتظار از نتیجه و تجربه. توجه کنید که چه مواقعی انتظارات غیرواقعی دارید :

•    به حد کافی خوب بودن ( به خاطر داشته باشید  " کامل بودن، دشمن خوب بودن است:)
•    به خاطر داشته باشید که شما- همکاران شما، کارمندان شما- انسان و جایز الخطا هستند و باید به این شیوه رفتار کنند
•    از خودتان بپرسید  آیا همان انتظاراتی را که از دیگران دارید، از خودتان هم دارید
•    از خودتان بپرسید که چه چیزهایی در کنترل شما هستند، و روی آن‌ها تمرکز کنید. اگر توقع دارید چیزهایی را کنترل کنید که در اختیار شما نیستند، همین موضوع منبع اصلی استرس‌ها و نگرانی‌ها و شرمندگی‌های غیرضروری شما خواهد بود
•    جا برای اشتباهات، شکست‌ها، چالش‌ها و بلاتکلیفی‌ها بگذارید. این‌ها اجتناب‌ناپذیرند و توقع برای کامل بودن تنها شما را به سوی ناامیدی، شرمساری، احساس گناه، یاس، نگرانی و غیره سوق می‌دهد.


3- از خودتان مراقبت کنید
کارآفرینی پایدار ( در حالت مطلوبش) باید همانند دوی ماراتن باشد نه دوی سرعت. اگر سرعت را انتخاب کنیم، ممکن است دچار فرسودگی شغلی شویم و کارهای بی‌کیفیتی ارائه دهیم و از بسیاری از کارهایی که زمانی مشتاق به انجام آن‌ها بودیم، متنفر شویم. یکی از موضوعاتی که معمولاً از کارآفرینان موفق می‌شنویم، نقش ورزش در زندگی آنان بوده است. و این موضوع با تحقیقات صورت گرفته که نقش ورزش را در تقویت خلاقیت و بهتر کردن خلق و خو تایید می‌کنند، همخوانی دارد. البته توجه داشته باشید که ورزش به معنای دویدن یا وزنه‌برداری نیست. صخره نوردی یا انجام ورزش‌های تیمی هم، ورزش به حساب می‌آیند. وقتی از اهمیت "مراقبت از خود" سخن می‌گوییم، بسیاری از افراد می‌گویند که نمی‌دانند چه کارهایی خارج از شغلشان موجب شادی و خوشحالی آنان می‌شوند. مطمئن باشید این گونه مقدر نشده که زندگی  خالی از تفریح و نشاط باشد. البته زمان می‌برد تا بدانید که چه چیزهایی باعث شادی و تجدید قوای شما می‌شوند. علاوه بر ورزش، روش‌های دیگری هم وجود دارند که می‌توانند حال و هوای شما را بهتر کنند، مثلاً:

•    تمرین‌های مربوط به تفکر و تمرکز همچون طب سوزنی، ماساژ، مدیتیشن، یوگا و رویدادنگاری
•    توجه به سبک زندگی، توجه به رژیم غذایی، مصرف مواد غذایی خوب و مناسب و خواب کافی
•    کتاب‌ها (صوتی)، پادکست‌ها،  بازی‌های ویدیویی، کنسرت
•    عضویت در باشگاه، سازمان یا گروه
•    پرورش خلاقیت خارج از کار، پرداختن به هنر و موسیقی، آشپزی و غیره
•     تنظیم حد و مرزها، " نه " گفتن، لغو کردن، ترک کردن، درخواست کمک کردن، گاهی فکر می‌کنیم که مراقبت و اهمیت دادن به خودمان یعنی انجام کارهای بیشتر ولی آنچه ما واقعاً نیاز داریم کمتر کار کردن است

در نهایت این که به تعطیلات بروید. تحقیقات نشان می‌دهند که سفرهای تفریحی، انعطاف‌پذیری شناختی را افزایش می‌دهند و منجر به خلاقیت بیشتر می‌شوند. تعطیلات همچنین موجب افزایش شادی، سلامت و احساس رفاه می‌شود.


4- برای شناخت خودتان با یک مربی یا درمانگر کار کنید
آگاهی توام با خود دلسوزی برای انعطاف‌پذیری کارآفرینی ضروری است. بسیاری از افرادی که به درمانگر مراجعه می‌کنند سال‌ها خودشان را مشغول کار کرده‌اند و از دنیای درون خود غافل بوده‌اند. آن‌ها مشکلات فیزیکی و روانی را تجربه می‌کنند و در نهایت دچار شکست و فرسودگی شغلی می‌شوند و بعد هم به خاطر همین فروپاشی خودشان را سرزنش می‌کنند. توصیه ما این است که با یک مربی یا درمانگر کار کنید تا سلامت ذهنی و انعطاف‌پذیری شما بهینه‌سازی شود. علاوه بر درمان ضربه‌های روحی که مانع شما در رسیدن به موفقیت هستند، می‌توانید در کار با محدودیت‌های سلامت ذهنتان خلاقانه عمل کنید ( مگا برونر می‌گوید مثلاً من قانونی برای خودم گذاشتم که تا قبل از ساعت 10 صبح هیچ کاری انجام ندهم و این باعث شد که مشکل بی‌خوابی من تا حد زیادی برطرف شود). در نهایت، مربیگری یا درمان، یک فضای امن و مطمئن به وجود می‌آورد که در آن می‌توانید هوش هیجانی کسب کنید، مهارت‌ها و حد و مرزهای اتکاء به نفس را توسعه دهید و ارتباط‌های معتبر و واقعی را تجربه نمایید.

     
 
رویکردهای متفاوت کارآفرینی  

اگر چه کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) واژه‌ای است که به وفور در ادبیات عمومی جامعه به کار می‌رود، اما به عنوان یک حوزه مطالعاتی، نسبتاً جوان است و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. کارآفرینی یک مفهوم چندوجهی است و محققان علوم مختلف اعم از اقتصاد، جامعه‌شناسی، روانشناسی و… در تئوری‌ها و تعاریف خود، هر کدام به یک وجه از این مفهوم پرداخته‌اند. آن‌ها در طول زمان تعاریف متفاوتی از کارآفرینی داشته‌اند و هر کدام بر بعد خاصی از فرایند کارآفرینی متمرکز شده‌اند «سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۶». اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توانیم تعاریف زیر را برای کارآفرینی برشماریم:

 
تعاریف مختلف کارآفرینی

۱)کارآفرینی با تمرکز بر شخص کارآفرین (رویکرد ویژگی‌های شخصیتی)

در این تعریف، شخص کارآفرین، اساس مفهوم کارآفرینی است و کارآفرینی، یک پدیده انفرادی و یا تیمی است که کارآفرینان (و نه بسترهای محیطی)، ریشه و منشأ فرایند آن هستند. این تعریف به تأثیر محیط بر کارآفرین شدن فرد توجهی ندارد. طبق این تعریف، کارآفرینان افرادی هستند که ویژگی‌های شخصیتی ویژه‌ای دارند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۷).

ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان

۱) مسئولیت‌پذیری: کارآفرینان در قبال مخاطراتی که آغاز کرده‌اند، احساس مسئولیت شخصی دارند. آن‌ها ترجیح می‌دهند کنترل منابعشان را خود داشته باشند و منابع را جهت دستیابی به اهداف مشخص، مورد استفاده قرار دهند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۷).

۲) ریسک‌پذیری متعادل: کارآفرینان اهل ریسک پرخطر نیستند، اما اهل ریسک حساب شده هستند. نتایج فعالیت‌های آن‌ها ممکن است در بلندمدت مشخص شود و یا اهداف آن‌ها ممکن است در نگاه دیگران غیرممکن به نظر بیاید اما کارآفرینان، موقعیت‌ها را از یک دیدگاه متفاوت می‌بینند و باور دارند که اهداف آن‌ها واقع بینانه و دست یافتنی است. آن‌ها معمولاً نقاط را در محدوده‌ای که دانش آن‌ها قابل بهره‌برداری است، فرصت‌یابی می‌کنند. پیش‌زمینه‌ها و تجربیات، هر یک احتمال موفقیت آن‌ها را افزایش می‌دهد. یک نویسنده می‌گوید: کار کارآفرین، برنامه‌ریزی و محاسبه ریسک بر پایه دانش بازار می‌باشد. دستیابی به منابع برای اهداف از پیش تعیین شده، از شروط لازم برای موفقیت است. به عبارت دیگر، کارآفرینان موفق، هیچ‌گاه بی‌محابا خطر نمی‌کنند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۷).

۳) اعتماد به موفقیت: کارآفرینان به موفقیت خود ایمان دارند. آن‌ها نسبت به موفقیت خود، خوش‌بین هستند. طبق پژوهشی که توسط یکی از مراکز ملی ایالات متحده آمریکا در مورد کسب و کارهای مستقل انجام شده است، صاحبان کسب و کار، به موفقیت شرکتشان، از ۱ تا ۱۰، به طور متوسط، نمره ۳/۷ داده‌اند. این سطح بالا از خوش‌بینی می‌تواند نشان دهد که چرا برخی از موفق‌ترین کارآفرینان، قبل از موفقیت نهایی، غالباً بیش از یک بار شکست خورده‌اند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۷).

۴) تمایل به گرفتن بازخورد سریع: کارآفرینان از چالش‌های کسب و کار لذت می‌برند. آن‌ها دوست دارند بدانند که نتیجه حاصله چه خواهد بود؟ (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۷).

۵) انرژی بالا: کارآفرینان دارای انرژی بیش‌تری نسبت به افراد معمولی هستند. این انرژی، می‌تواند یک عامل حیاتی باشد که سبب تلاش شگفت‌انگیزی از سوی کارآفرین برای راه‌اندازی کسب و کار مستقل خود می‌شود. ساعات طولانی کار و تلاش خستگی‌ناپذیر، برای آن‌ها یک قانون است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۸).

۶) آینده نگری: کارآفرینان یک احساس و تعریف درست از جستجوی فرصت‌ها دارند. آن‌ها پیش رو را نگاه می‌کنند و کم‌تر نگران آنچه دیروز انجام داده‌اند و آنچه فردا باید انجام دهند، هستند. آن‌ها مایل به بازگشت به گذشته و خوشحالی به سبب موفقیت‌هایشان نیستند. کارآفرینان واقعی بر آینده تمرکز می‌کنند. بت کروس می‌گوید: از آن‌جایی که شما یک شرکت را رشد و توسعه می‌دهید، اهداف شما متعالی‌تر خواهد شد و تمایل به توسعه بیش‌تر پیدا می‌کنید. کارآفرینان، جایی که بیش‌تر مردم فقط مشکلات و غیرممکن‌ها را می‌بینند، پتانسیل‌ها را می‌بینند و سرانجام، افکارشان تبدیل به موفقیت‌های بزرگ برای آن‌ها می‌شود. در حالی که مدیران دربارهٔ منابع در دسترس نگران هستند، کارآفرینان، علاقه‌مند به کشف و سرمایه‌گذاری در فرصت‌ها هستند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۸).

۷) مهارت در سازماندهی: کارآفرینان می‌دانند که چطور افراد را جهت انجام فعالیت‌ها کنار هم قرار دهند. ترکیب اثربخش افراد و مشاغل، کارآفرینان را قادر می‌سازد که چشم‌اندازشان را به واقعیت تبدیل کنند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۸).

۸) توجه به ارزش موفقیت، بیش از پول: یکی از تصورات غلط دربارهٔ کارآفرینان این است که آن‌ها تنها برای دستیابی به پول کار می‌کنند. اما به نظر می‌رسد که نیاز به موفقیت، انگیزش و ارزش اولیه کارآفرینان می‌باشد و پول، تنها یک سمبل از دستیابی به موفقیت است. یک محقق کسب و کار می‌گوید: «آنچه کارآفرینان را برمی‌انگیزد و آن‌ها را به سوی پیچیدگی بیش‌تر و عمیق‌تر سوق می‌دهد، محرکی بیش از پول است» (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۸).

برخی دیگر از ویژگی‌های بارز کارآفرینان عبارتند از:

الف) تعهد بالا: کارآفرینی، کاری دشوار است و راه‌اندازی موفق یک کسب و کار، نیازمند تعهد بالا از سوی کارآفرین است. مؤسسان یک کسب و کار، غالباً خود را در کارشان کاملاً غرق می‌کنند. اغلب کارآفرینان بایستی بتوانند بر موانع بی‌شماری غلبه کنند که این امر، نیازمند تعهد بالاست (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۸).

ب) تحمل ابهام: کارآفرینان، دارای تحمل بسیاری نسبت به ابهامات ناشی از تغییر شرایط و محیط هستند. این توانایی برای کنترل عدم قطعیت‌های محیطی، حیاتی است، چرا که کارآفرینان به طور پیوسته تصمیماتی می‌گیرند که در آن‌ها، از اطلاعات جدید و بعضاً متناقض که از منابع متنوع و ناآشنا به دست آمده‌اند، استفاده می‌کنند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۹).

ج) انعطاف‌پذیری: یکی از ویژگی‌های کارآفرینان حقیقی، توانایی آن‌ها در سازگاری و تطابق با نیازهای متغیر مشتریان و کسب و کارشان است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۹).

البته باید به این نکته مهم توجه کرد که کارآفرینان، شخصیت‌های منحصربفردی نیستند که بتوان از قبل پیش بینی کرد که چه کسی کارآفرین می‌شود و چه کسی نمی‌شود. در واقع ویژگی‌های کارآفرینان بسیار متنوع است. هر کس بدون در نظر گرفتن سن، سابقه، جنسیت، رنگ پوست، ملیت و یا دیگر مشخصه‌ها می‌تواند یک کارآفرین شود و هیچ محدودیتی در این باره وجود ندارد. کارآفرینی یک راز نیست؛ یک انضباط عملی است. کارآفرینی یک موهبت ژنتیکی نیست، بلکه مهارتی است که اغلب مردم می‌توانند بیاموزند. لزومی ندارد که شما یک شخص اسطوره‌ای باشید؛ فقط کافی است با تمام وجود بخواهید (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۹).

۲) کارآفرینی به معنی فرایند نوآوری

مطابق این تعریف، کارآفرینی شامل خلق یا کشف و بهره‌برداری از فرصت‌هایی است که از تعامل کارآفرینان با محیطی که در آن کار می‌کنند، منتج می‌شود. تفاوت این تعریف با تعریف قبل در تعامل کارآفرین با محیط خویش است. البته این تعریف، ناقض وجود ویژگی‌های روانشناختی خاص در کارآفرینان نیست. بهره‌برداری از فرصت‌ها توسط کارآفرینان، منجر به نوآوری می‌شود (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۹). این نوآوری شامل معرفی محصول یا خدمت جدید، روش سازماندهی جدید، گشایش بازار جدید، فرآیندهای جدید و مواد اولیه جدید می‌شود. تعاریف نظریه‌پردازانی همچون «شومپیتر» و «شین» با این دیدگاه مطابقت دارد (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۹).

۳) کارآفرینی به معنی ایجاد کسب و کار یا شرکت

رویکرد این تعریف به عنوان بخشی از رویکرد رفتاری و زمینه‌ای به کارآفرینی، در تضاد با رویکرد اول (ویژگی‌ها) است. این رویکرد بر این‌که کارآفرین چه کاری انجام می‌دهد، تمرکز می‌کند، نه این‌که کارآفرین کیست. طبق این تعریف، کارآفرینی در خلأ شکل نمی‌گیرد بلکه شرکت‌ها در شرایط محلی، صنعتی و محیطی خاصی امکان ظهور پیدا می‌کنند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۰).

۴) کارآفرینی به معنی اقدام به ورود

ورود (Entry)، پدیده اساسی و واحد تجزیه و تحلیل در اقتصاد صنعتی است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۰). پژوهشگران، ورود را به دو شکل تعریف کرده‌اند:

۱) راه‌اندازی یک کسب و کار جدید به وسیله یک شرکت جدید یا حتی یک شرکت موجود یا از طریق سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر داخلی (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۰).

۲) شرکتی که اقدام به تولید محصولی در یک صنعت می‌کند که قبلاً آن را تولید نمی‌کرده است. این تعریف اقتصاددانان صنعتی است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۰).

این تعریف به این معناست که ورود نه تنها می‌تواند شامل ایجاد یک شرکت جدید باشد (تعریف سوم)، بلکه می‌تواند از طریق ساختن یک کارخانه جدید، خرید یک کارخانه موجود و تغییر درآمیخته محصول آن، به وسیله شرکت فعلی صورت گیرد (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۰).

۵) کارآفرینی به معنی سرمایه‌گذاری جدید شرکتی (کارآفرینی سازمانی)

مطالعات مهمی در مورد فرایند و نتایج کارآفرینی در درون شرکت‌های بزرگ، نوعاً تحت عنوان «کارآفرینی سازمانی» یا «سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر شرکتی» انجام شده است. این مفهوم با چگونگی ظهور کسب‌وکارهای جدید در داخل شرکت‌های بزرگ از طریق تلاش‌های فعال کارکنان مرتبط است. هر چند رویکردهای گوناگونی در مورد این تعریف وجود دارد، اما یکی از مهم‌ترین رویکردها در این باب، کارآفرینی را به عنوان فرآیندی تعریف نموده است که از طریق آن، افراد- به تنهایی یا در درون یک سازمان- فرصت‌ها را بدون توجه به منابعی که در حال حاضر تحت کنترل هستند، تعقیب می‌کنند. شاید این تعریف یکی از وسیع‌ترین تعاریف کارآفرینی باشد. به طور کلی، کارآفرینان سازمانی در مقایسه با کارآفرینان فردی ریسک کم‌تری متحمل می‌شوند اما باید انتظار پاداش کم‌تری نسبت به همتایان مستقل خود داشته باشند (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، صص۱۰–۱۱).

۶) کارآفرینی به عنوان فرایند تخریب خلاق

این تعریف به صورت بسیار کلان، نقش کارآفرین را به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی کشورها بیان می‌کند و کم‌تر به تشریح کارآفرین و چگونگی تعامل وی با محیط می‌پردازد. طبق این تعریف، کارآفرین از طریق تخریب خلاق، سازوکارهای موجود در بازار را به هم می‌زند و با تحول کیفی در ترکیبات محصول و نوآوری، شرکت‌های غیرنوآور و ناکارآمد را از بازار خارج می‌کند و به این شکل توسعه اقتصادی را موجب می‌شود (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۱).

۷) کارآفرینی به معنای اداره-مالکیت کسب‌وکار کوچک و متوسط

تمرکز بر کارآفرین و نقش مهمش در ایجاد اشتغال، منجر به این تعریف از کارآفرین به عنوان «مالک- مدیر یک کسب و کار کوچک یا متوسط» شد. این تعریف در راستای تعریف اقتصاددانان کلاسیک است که کارکرد سرمایه‌گذار و کارآفرین را در هم می‌آمیختند. اما همان‌طور که گفتیم، پژوهشگران کارآفرینی اغلب بر ویژگی‌های شخصیتی، رفتارها و فعالیت‌های کارآفرین و رویدادهای مرتبط با وی متمرکز شده‌اند و نه اندازه کسب و کار وی (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۱).

در مجموع می‌توان گفت، کارآفرین کسی است که کسب و کاری را همراه با ریسک و در شرایط عدم اطمینان برای دستیابی به هدفی به منظور کسب سود و یا رشد از طریق فرصت‌های قابل توجه و فراهم کردن منابع لازم برای تبدیل کردن سرمایه به یک محصول یا خدمت راه‌اندازی می‌کند. اگرچه افراد زیادی با ایده‌های بزرگ به دنیای کسب و کار وارد می‌شوند، اما اغلب آن‌ها هرگز به ایده‌هایشان عمل نمی‌کنند، در حالی که کارآفرین، یک عمل کننده واقعی است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص11).[۱]

 

     
 
نقشه سایت